بر اساس باور بسیاری، دههی بیست زندگی انسان تکرارنشدنی است. ۲۰ تا ۳۰ سالگی زمانی است که در آن روند کلی زندگی بسیاری از ما تعیین میشود. مسلما تصمیمهایی که میگیریم و کارهایی که انجام میدهیم نیز در شکلگیری این روند موثر هستند. در این گزارش به ۱۵ مورد از پیشنهادهایی میپردازیم که برای کمک به استفادهی بهینه از این سالها از سوی افراد گوناگون ارایه شده است.

وقت خود را تلف نکنید، چون همه چیز با زمان ساخته میشود. این توصیهی بنجامین فرانکلین در آن زمان یک توصیهی بسیار خوب بوده است. البته در حال حاضر هم یک توصیهی بیهمتاست و مهم نیست که چند سال داشته باشید.
اما شاید دههی ۲۰ زندگی شما به طور ویژهای یک زمان بسیار مهم در زندگی هر فرد است. بسیاری افراد این سالها را به عنوان سالهای سازندهی زندگی به شمار میآورند و عاداتی که شما در این دوره پیدا میکنید، میتوانند در بقیهی عمرتان نیز ادامه یابند.
بنابراین پرسشی که مطرح میشود این است که بهترین راه برای صرف این زمان چیست؟ ما با بررسی برخی گفتگوها و نظرخواهیها مجموعهای از توصیهها را برای شما در موارد بعدی فهرست کردهایم.

تعدادی از مهارتها در زندگی هستند که افراد باید در آن ماهر شوند و دههی ۲۰ زندگی مسلما بهترین زمان برای شروع و تمرین است. بدون فشار پدر و مادر یا مدرسه برای ایجاد انگیزه در خودتان، لازم است که شما ایجاد نظم و انضباط را تمرین کرده و در خودتان برای یادگیری ملزومات زندگی شور و هیجان کافی ایجاد کنید.
این مهارتها میتوانند شامل موارد گوناگونی از صبر و شکیبایی و توانایی نه گفتن تا زندگی متناسب با ثروت و درآمد خودتان و همچنین عادات غذایی مناسب باشند.

بنجامین فرانکلین روز خود را با یک پرسش آغاز میکرد و هر روز را با یک سوال به پایان میبرد. وی در صبح از خود میپرسید که «امروز چه کار خوبی باید انجام دهم؟» و پرسشش در پایان روز این بود که « امروز چه کار خوبی توانستم انجام دهم؟». در واقع، بسیاری از متفکران بزرگ از ایدهی پرسش از خود به طور مداوم استقبال کردهاند. برای مثال آلبرت اینشتین گفته است:
از دیروز یاد بگیرید، برای امروز زندگی کنید و به فردا امیدوار باشید. نکتهی مهم این است که دست از پرسش کردن برندارید.
البته، عادت دادن خودمان به پرسش اغلب کار دشواری است و صحبت از آن راحتتر است. زیرا ما اغلب ترجیح میدهیم که از روبرو شدن با پرسشهای دشوار اجتناب کنیم. جان دیویی به عنوان یک فیلسوف و روانشناس در کتاب سال ۱۹۱۰ به نام «چگونه فکر میکنیم؟» توضیح میدهد که تفکر بازتابنده شامل غلبه بر تمایل ما برای قبول همه چیز به صورت ظاهری و تمایل به تحمل ناآرامی روانی است.
اما تحمل این ناراحتی مسلما ارزش سختی را دارد، زیرا میتواند به افزایش اعتماد به نفس لازم برای عملکرد بهتر در کار و زندگی روزمره منجر شود.
سوالاتی که میتوانیم از خود بپرسیم میتواند همانند سوال استیوجابز با عنوان «اگر امروز آخرین روز زندگیم بود، آیا همچنان کاری را انجام میدادم که اکنون در حال انجامش هستم؟

دیپاک مهتا گفته است:
هیچ چیزی نمیتواند به اندازهی مطالعه به شما کمک کند.
او طیف گستردهای از کتابها را پیشنهاد میکند، از داستانهای نوجوانان و کتابهای قانون تا دیکنز و تزو همگی برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تقابل دیدگاههای مختلف میتواند مفید باشد. وی همچنین توصیه میکند:
هرگز از این نترسید که با ایده یا دیدگاهی روبرو شوید که در تضاد بنیادی با دیدگاه شما باشد.
جرمی آلیسون باور دارد که خواندن همچنین یک روش بسیار خوب برای تمرین دادن ذهنتان است. چرا که این کار تقریبا تمام زمینههای ذهن را فعال میکند. ذهن در واقع یک ماهیچه است. اگر شما از آن استفاده نکنید، به مرور زمان تحلیل میرود.

فرانچسکو وانگ مینویسد:
سرمایهگذاری روی زمانی برای مراقبت از سلامت خودتان، قطعا باعث میشود که شما، به معنای واقعی کلمه عملکرد بهتری را در روزها، ماهها و سالهایی از زندگی که پیش رو دارید، داشته باشید. ولی اغلب ما زمانی به فکر حفظ سلامتی خود میافتیم که با یک هشدار یا اعلام خطر ناگهانی مواجه شویم.
او پیشنهاد میدهد که به جای این رویه، فعالانه وقت خود را برای سلامت خودتان اختصاص دهید. این کار را میتوانید با خوب غذا خوردن، ورزش منظم، خواب کافی، ویزیت پزشک به طور مرتب و مراقبت از سلامت عاطفی، روانی و معنوی خود انجام دهید.

وانگ از یک مطالعه به نام «انسان خوب» که در دانشگاه پرینستون در سال ۱۹۷۳ انجام شده بود نقل قول میکند. این مطالعه نشان داده است که عجله و شتاب تاثیر بزرگی بر تصمیم ما برای اینکه آیا میخواهیم به یک فرد مجروح در مسیرمان کمک کنیم یا خیر دارد. تنها ۱۰ درصد از کسانی که عجله داشتند برای کمک به فرد مجروح توقف کردند. این در حالی بود که ۴۵ درصد از کسانی که تا حدودی عجله داشتند نیز برای کمک توقف کردند و ۶۳ درصد کسانی نیز که در کل عجله و شتابی در مسیرشان نداشتند تصمیم گرفتند تا برای کمک به فرد مجروح مورد آزمایش توقف کنند. وانگ چنین میگوید:
میتوان نتیجه گرفت که عجله و شتاب شاید شما را از تبدیل شدن به فردی که میخواهید باشید باز دارد؛ برای مثال داشتن خصلت مهربانی و کمک به یک فرد آسیبدیده. در نظر گرفتن مقدار نسبتا زیادی از زمانهای کاهش تنش در زمانبندیهایتان میتواند شما را از سندرم عجلهی دایمی محفوظ نگه دارد که این دستاورد مسلما یک سرمایهی ارزشمند برای شما و همچنین برای کسانی که در اطراف شما هستند به شمار میرود.

مهم نیست که بخواهید به یک کتابخانهی عمومی بروید، یا اینکه وقتی را برای یک برنامهی موسیقی یا کنسرت یا هر گردهمایی دیگری اختصاص دهید. مهم این است که سعی کنید گاهی اوقات از قید خودتان آزاد شوید و با افراد جدیدی خارج از دایرهی دوستان همیشگیتان آشنا شوید و تلاش کنید تا خود را از اضطراب اجتماعی آزاد کنید. یکی از موضوعات مهم این است که بتوانید در دههی بیست زندگی خود به آسایش و راحتی بیشتری در معاشرت با دیگران برسید. هانتر مککورد (Hunter McCord) مینویسد:
میدانم که پس از دوران دانشگاه، گروههای اجتماعی انسان تغییر میکند. اما پیوستن به سازمانها و مجموعههای مختلف کمک میکند تا دایرهی دوستان خود را گسترش دهیم.
افزایش تعداد دوستان و افراد مورد علاقه و گذراندن مقداری وقت با آن افراد مسلما چیزی نیست که از انجام آن پشیمان شوید. من هرگز از هیچ کسی نشنیدهام که در پایان زندگی خود از گذراندن وقتش با دوستان و افراد مورد علاقهاش پیشمان یا ناراحت بوده باشد.

در حالی که استرسهای زندگی روزمره در دههی بیست زندگی به اوج خود خواهند رسید، اما مهم است که توجه و اهمیت دادن به سلامت فکر و ذهن خود را فراموش نکنید. مهتا پیشنهاد میدهد که انجام برخی سرگرمیهایی که ذهن انسان را به فعالیت وادار میکنند؛ فعالیتهایی همانند بازی شطرنج، بازیهای فکری یا حل معما و پازل میتواند ذهن شما را تیز و آماده نگه دارند. این مشغولیتها همچنین میتوانند یک تمرین خوب و خلاقانه برای دریافت نتیجهی مطلوب در حین استراحت ذهنی یا ریلکسیشن باشد.

گفته میشود که صرف نیم ساعت در روز به تنهایی میتواند برای شناخت بهتر خودتان بسیار مفید باشد. تونیا تورپین باور دارد که آگاه شدن به طور فعال از تحولات و تغییرات درونتان تنها روش کارآمد برای فهم و دریافت بهتر از خودتان است.

هایدی مکدونالد نوشته است:
شما هرگز این مقدار سرشار از انرژی را نخواهید داشت. سلامتی موهبت بزرگی است. احتمالا دیگر این مقدار از زمان قابل استفاده را نیز دوباره در زندگی به دست نخواهید آورد. پس بهترین استفاده را از آن ببرید. این بهترین شانس شما برای ایجاد تفاوت در جهان است.

جرمی آلیسون میگوید:
زیبایی پسانداز برای دوران بازنشستگی در دههی بیست زندگی در بهرهی مرکب نهفته است. حتی اگر امروز فردی یک حساب برای بازنشستگی باز کند و هر ماه ۵ دلار به آن اضافه کند، تاثیر بهرهی مرکب در آن طی یک یا دو دههی اضافی میتواند به معنای واقعی کلمه به معنی تفاوتی به میزان صدها هزار دلار در مبلغی باشد که شما برای دوران بازنشستگی خود میتوانید داشته باشید.
به طور مشابه، تانومی روی پیشنهاد میدهد که زندگی سرگرمکنندهای داشته باشید، اما در عین حال صرفهجویانه زندگی کنید و مقداری پول را برای پرداخت بدهیهایتان به صورت ماهانه اختصاص دهید. شاید شما به انجام این صرفهجوییهای روزانه صاحب خانه نشوید؛ اما شاید وامهای دانشجویی و سایر وامها شما را از داشتن خانه باز دارند.

پیشنهاد میشود که همواره باید اخبار و رویدادها را دنبال کنیم تا بتوانیم برهانهای هدفمندی را در ذهن خود بپرورانیم. به احتمال زیاد شما شور و شوق لازم را پیدا خواهید کرد؛ خواه اینکه برهانهای مورد نظر از مواردی باشند که واقعا به آن علاقه دارید، خواه اینکه در زمینههایی باشد که فکر میکنید میتوانید به آن نیز نگاهی بیندازید. سانجی کادل توصیه میکند که در مورد منبعی که اطلاعات را از آن میگیریم باید احتیاط کنیم. وی توصیه میکند:
نباید هر چیزی را که در اینترنت وجود دارد به راحتی باور کنیم. مقداری پژوهش و تحقیق کنید و سپس نتیجه بگیرید که مطلب مورد نظر در کجا تایید یا تکذیب شده است.

آرپیت ستی باور دارد که شکست خوردن به غیر از سنین نوجوانی شاید بهترین راه برای ساختن یک انسان بالغ باشد. هرچقدر که بیشتر شکست میخوریم، به همان اندازه چیزهای بیشتری میآموزیم.
شما هرگز انرژی یا توانایی برای اندیشیدن را به میزان دههی بیست زندگی خود نخواهید یافت و همچنین شما هرگز آسیبپذیرتر از این سن نخواهید بود. بنابراین این دورهی زمانی بهترین دوره از زندگی شما برای گسترش مرزهای ذهنی خود و بازیابی از شکستهایی است که طبیعتا با پذیرش ریسکهایی گوناگون، مواجهه با آنان دوریناپذیر بوده است.
دانستن اینکه چه کارهایی را میتوانید انجام دهید و اینکه از کدام شکستها میتوانید خود را بازیابی کنید، شاید بتواند در ادامهی عمرتان شما را فرد موفقتری کند.

کرت بیورز باور دارد که بازبینی هفتگی وقایع و کارها میتواند یک عادت عالی و مفید باشد. او توصیه میکند که ما سه مورد را بررسی کنیم:
۱. در هفتهای که گذشت چه اتفاقهای خوبی روی دادند؟ وقتی که پاسخ دادیم میتوانیم خوشحال شویم و به سراغ سوال دوم برویم.
۲. کدام وقایع به خوبی پیش نرفتند؟ باید این موارد را متوقف کنیم یا اینکه بر مشکلات پیرامون آنها غلبه کنیم و در صورتی که همچنان مشکلساز باشند شاید بهتر باشد آنها را از دایرهی فعالیتهایمان حذف کنیم.
۳. بر پایهی پاسخهای داده شده، چه تغییراتی نیاز است صورت دهیم تا هفتهی بعد از همه نظر بهتر شود؟

مهم نیست که چقدر در دههی بیست زندگی سفر کنید. مهم این است که چگونه سفر کنید. سعی نکنید که یک توریست صرف باشید. سفرکننده باشید. این باعث میشود تا گسترهی دید شما افزایش یابد و به شما کمک میکند تا پی ببرید که دنیای ما در عین بزرگی و وسعت تا چه اندازه نیز کوچک است.
نکتهی کلیدی در سفر به باور آلیسون، تجربهی رویدادها و مسایل جدید است. در این مسیر متوجه میشوید که دنیای بسی بزرگتر هم در خارج از منطقهی خودتان وجود دارد. در مورد فرهنگهای دیگر یاد بگیرید. غذاهای جدید را امتحان کنید. شما به راستی از آنچه که به دست خواهید آورد، شگفتزده خواهید شد. ماریو هاری پیشنهاد میدهد که سفر با افراد غریبه را نیز امتحان کنیم. وی نوشته است:
طرز فکرهای افراد گوناگون را تجربه کنید و اگر احساسات آنها را با دقت بررسی کنید، شما به یک شهود کلی در مورد آنچه که هر کس به دنبالش است خواهید رسید.
داستین گریس سال گذشته طی سخنرانیهای TEDx خود گفت:
مردم آرزوی یک زندگی به یاد ماندنی را دارند و این واقعیت غمانگیز هم وجود دارد که بسیاری از ما به این آرزو نمیرسیم.
گریس به مدت دو سال در سراسر جهان سفر کرده است. او میگوید در طول این سفرها آموخته است:
زندگی تعداد روزهایی نیست که صرفا به عنوان یک موجود زنده سپری میکنید. بلکه به مفهوم روزهایی است که بعدها در یادتان خواهند ماند.
به باور او، نکتهی کلیدی برای داشتن یک زندگی به یاد ماندنی این است که از چارچوب زندگی روزمره و یکنواخت خود را آزاد کنیم و هر روز به دنبال تغییر و بهبود باشیم و فعالیتهای روزمرهی خود را طوری تنظیم کنیم که از اتلاف هر یک از روزهای زندگیمان جلوگیری شود.
ثروتمندان در مقایسه با انسانهای دیگر تفاوت چشمگیری ندارند. شاید بتوان گفت که آنها جسارتِ بیشتر یا ترسِ کمتری دارند. آنها تصمیماتی میگیرند که شاید برای ما کماهمیت، سخت یا غیر ممکن باشد. اما تحقیقات نشان میدهد که این تصمیمات نقشی اساسی در موفقیت، رسیدن به ثروت و خرسندی از زندگی دارد.
استیو سیبولد میلیونر خود ساخته در کتاب خود با نام:
مینویسد ثروتمند شدن تنها مختص افراد خوش شانس نیست. مانندِ هر موردِ دیگری در زندگی، حرفهای شدن در به دست آوردن پول هیچ فرقی با تخصص در به دست آوردن هرچیز دیگری ندارد. کارهایی مثلِ یک گلفبازِ حرفهای شدن، کم کردن وزن یا تسلط به یک زبان خارجی.
تقریبا تمام مردم میتوانند ثروتمند شوند و این کار معمولا از عقاید، افکار و انتخابهای انسان سرچشمه میگیرد. در اینجا به ۱۸ تصمیمی که افراد ثروتمند به سادگی و روزانه میگیرند، آشنا میشوید. با دنبال کردن این انتخابها میتوانید به ثروتمند شدن نزدیکتر شوید.

هارو اکر در کتاب "اسرار ذهن میلیونر" میگوید که افراد ثروتمند زندگی خود را انتخاب میکنند در حالی که باقی افراد گمان میکنند زندگی چیزی است که برای آنها اتفاق میافتد و نمیتوان دخالتی در آن برای تغییر داشت.
شما باید وضعیت مالی خود را تحت کنترل بگیرید. باید از این موضوع آگاه باشید تنها کسی که شما را به سوی پیروزی یا شکست پیش میراند خودِ شما هستید. ناخودآگاه یا آگاهانه، همه چیز به دست شما است.

اگر فردِ مورد نظر شما نیستید، پس آن شخص چه کسی است؟ ثروتمندان اینگونه فکر میکنند، اریک میگوید که تفکر بزرگ و اقدامات بزرگ منجر به داشتن پول و هدف میشود.
اکثر مردم انتخاب میکنند که بازیهایی کوچک داشته باشند، دلیل چیست؟ آنها از شکست وحشت دارند و از موفقیت واهمهای بیشتر.
دلیل دوم این است که مردم خود را کوچک میبینند و برای همین به بازیهایی کوچک ادامه میدهند. آنها خود را کم اهمیت میبینند و فکر میکنند که شایسته این نیستند که تفاوتی ایجاد کنند.
سیبولد مینویسد که انتظار درآمدی بیشتر را داشته باشید، برای این کار نیاز است که فکری بزرگ داشته باشید، ۱۰۰ هزار یا ۵۰۰ هزار دلار، یا حتی ۱ میلیون دلار.
این افراد بیشتر از آنکه بخواهند ثروتمند باشند، تلاش میکنند که به ثروت دست یابند.
اکر میگوید که رسیدن به ثروت نیاز به تمرکز، جرات، دانش، تخصص، تلاش ۱۰۰ درصدی، اعتقاد و امید بسیار و البته طرز فکری ثروتمندانه دارد. اگر شما کاملا و به طور حقیقی تلاشی برای ثروت نکردهاید، شانسی هم نخواهید داشت.
انسانهای ثروتمند تمام تلاش خود را برای رسیدن به ثروت میکنند، آنها اهدافی دقیق و دیدی روشن به آینده دارند.
دلیل اصلی که مردم به خواستههایشان نمیرسند این است که آنها نمیدانند دقیقا چه چیزی را میخواهند، میلیونرها میدانند که ثروت را میخواهند و در این خواسته هیچ تردیدی را راه نمیدهند، تا جایی که قانونی و اخلاقی است، آنها هر کاری میکنند تا به ثروت برسند.

توماس کولی، فردی که ۵ سال زمان برای تحقیق در عادات میلیونرهای خودساخته صرف کرده است این نتیجه را به دست آورد که حدود ۷۸ درصد از انسانهای توانگر هر روز ۳۰ دقیقه یا بیشتر ورزش میکنند. ورزشهای هوازی مانند دویدن، دوی آهسته، پیادهروی و دوچرخهسواری بهترین گزینهها است.
اینگونه ورزشها نه تنها برای بدن، بلکه برای مغز هم مفید هستند. کولی در کتاب خود با نام "عادات خود را تغییر دهید تا زندگیتان تغییر کند"، مینویسد که ورزش، یاختههای عصبی (سلولهای مغز) را در مغز رشد میدهد. ورزش همچنین تولید گلوکز در بدن را افزایش میدهد، گلوکز غذای مغز است. هرچه بیشتر به مغز خود غذا برسانید، مغز شما رشدِ بیشتری خواهد داشت و باهوشتر خواهید بود.

بیشتر از تمرکز روی موانع، یعنی کاری که اکثر مردم میکنند، ثروتمندان از فرصتها استفاده کرده و آنها را تبدیل به سرمایه میکنند.
اکر مینویسد که افراد غنی رشد پنهانی را میبینند و مردم فقیر، ضرر پنهانی را، ثروتمندان روی پاداشها و مردم مستمند بر روی خطرها تمرکز میکنند.
همه ما تمایل داریم که با جامعه تطبیق داشته باشیم، بخشی از جامعه باشیم و با دیگران ترکیب شویم و تقریبا هیچکاری برای برجسته بودن در میان یک جمعیت انجام نمیدهیم. کورلی مینویسد که شکست در جدا شدن از عمده مردم و گروه، دلیل عدم موفقیت بسیاری از مردم است.
مردم موفق گروهِ خود را ایجاد کرده و مردم را در آن وارد میکنند. کورلی ادامه میدهد اگر میخواهید خود را از بقیه مردم جدا کنید، گروهِ خود را بسازید و دیگران را به آن اضافه کنید.

این افراد ارتباط زیادی با ثروتمندانی چون خود یا غنیتر دارند. انسانهای موفق به افرادِ موفقِ دیگر مینگرند تا خود را تشویق کنند.
اکر مینویسد آنها به انسانهای موفقِ دیگر به چشمِ الگو نگاه میکنند تا بتوانند از آنها یاد بگیرند. آنها به خود میگویند که اگر دیگران میتوانند این کار را انجام دهند، من هم میتوانم.
به جای حسادت کردن به ثروتمندان باید از آنها قدردان بود که مانند یک الگو برای رسیدن به موفقیت هستند.
او میگوید که سریعترین و آسانترین راه برای رسیدن به ثروت و قدرت این است که یاد بگیریم چگونه ثروتمندان، کسانی که پول و قدرت دارند، بازی میکنند.

اکر میگوید که ثروتمندان برای برد بازی میکنند، در حالی که دیگران تنها بازی میکنند تا نبازند. هدفی که ثروتمندان واقعی دارند این است که آنها میخواهند به ثروت عظیم و فراوانی برسند، انسانهای معمولی فقط پول میخواهند اما توانگران تنها مقداری ثروت نمیخوهند، بلکه مقدار زیادی از آن را میطلبند.
اگر هدف شما رسیدن به راحتی، از سادهترین راه ممکن است، یا میخواهید پول کافی برای گذران ساده زندگی داشته باشید، پس هرگز به ثروت نمیرسید.
اکر میگوید اگر تنها به دنبال درآمد کافی برای پرداخت قبوض خود هستید، پس همانقدر پول به دست خواهید آورد نه حتی ذرهای بیشتر.
او میگوید راز موفقیت این نیست که از خلاص شدن از مشکلات فرار کنیم، بلکه این است که آنقدر قوی باشید که هر مشکلی را کوچک ببینید.
جاده ثروت پر از دام و چاله است و دقیقا به همین دلیل بسیاری از مردم از آن راه نمیروند. آنها عذابها، دردسرها و مسئولیتها را دوست ندارند. به طور خلاصه، مشکلات را نمیخواهند.
بیشتر از تمرکز کردن یا توجه به مشکلات، انسانهای موفق بر روی اهداف خود متمرکز میشوند.

سیبولد میگوید تصورِ طبقه متوسط از انسانهای مرفه، فردی است که تمام وقت کار میکند. اما راهبردِ زیرکانه میلیونرها این است که کاری را که دوست دارند انجام میدهند و راهی برای کسبِ درآمد از آن پیدا میکنند.
از سویی دیگر افراد طبقه متوسط شغلی را انتخاب میکنند که به آن علاقه ندارند، زیرا به پول احتیاج دارند. آنها در مدرسه، دانشگاه و جامعه یاد گرفتهاند که رسیدن به ثروت نیازمند تلاش ذهنی و فیزیکی فراوان است.

ثروتمندان نمیهراسند که آینده خود را با قرض گرفتن از دیگران تامین کنند. سیبولد میگوید انسانهای پولدار توانایی پرداخت هر چیزی را به تنهایی، مناسب نمیبینند. سوال اصلی این است: آیا این مورد ارزش خرید، سرمایهگذاری یا پیگیری را دارد؟
مخربترین تفکر طبقه متوسط این است که شما نیاز به پول دارید تا از طریق آن پول به دست آورید. اما حقیقت این است که شما نیاز به ایدههایی بزرگ دارید تا به واسطه آنها مشکلات را حل کرده و به پول برسید. با اینکار مانند یک آهنربا پول را جذب خواهید کرد.
اکر مینویسد که اندازهگیری صحیح مقدار ثروت، ارزش خالص است نه میزان درآمد.
ارزش خالص، ارزش مالی هر چیزی است که شما دارید و میزان نهایی ثروت شما است و هر زمان که نیاز باشد میتوانید در زمان کمی آن را به پول نقد تبدیل کنید.

هیچ ایرادی ندارد که شما یک چکِ ثابت به طور مرتب دریافت کنید، اما زمانی مشکل به وجود میآید که این مقدار دریافتی با تواناییهای شما در به دست آوردن پول مغایرت داشته باشد.
ثروتمندترین افراد هرگز یک سقف درآمد ندارند یا بنا به زمانی که برای کار میگذارند، دریافت نمیکنند.
ثروتمندان ترجیح میدهند بنا به نتیجهای که رقم میزنند دریافت کنند. اکر مینویسد که افراد میلیونر معمولا صاحب کسب و کار خود هستند و ترجیح میدهند از سود خود، درآمد داشته باشند. آنها بر طبق درصد سهام خود پول دریافت میکنند. افراد ثروتمند سهام و تقسیم سود را به حقوق ماهیانه ترجیح میدهند.

میلیونرها از مردم فقیر باهوشتر نیستند، آنها فقط با دیگر افراد تفاوت دارند و برخوردشان با پول متفاوت است. بزرگترین تفاوت بین موفقیت مالی و شکستمالی، نحوه مدیریت پول است. راه ساده است، برای تصاحب پول باید آن را مدیریت کرد.
ولی افراد متوسط پول خود را مدیریت نمیکنند چرا که اعتقاد دارند پولِ زیادی ندارند که نیاز به مدیریت داشته باشد. تا زمانی که نشان ندهید آنچه را که به دست میآورید را میتوانید مدیریت کنید، مقدارِ بیشتری دریافت نخواهید کرد.
عادتِ مدیریتِ پول شما مهمتر از میزانِ پولی است که دارید.

سیبولد مینویسد که در خانه یک فرد ثروتمند قدم بردارید و اولین و شاخصترین موردی که مشاهده میکنید، کتابخانهای بزرگ از کتابهایی است که به آنها یاد داده چگونه رشد کرده و به موفقیت دست یابند.
میلیونرها یاد میگیرند که چگونه ثروتمند شدن را از کسانی که از آنها موفقتر و پولدارتر هستند، فرا بگیرند.
هر انسان موفقی یک روز یک بدبخت بوده است. هیچ کس از بدو تولد یک نابغه اقتصادی نبوده است، همه ثروتمندان یاد گرفتهاند که چگونه بازی پول را ببرند و شما هم میتوانید. ثروتمند شدن یک مهارت دستیافتنی است.

کمک کردن به افرادی که به دنبال موفقیت هستند، باعث میشود تا گامی به سوی موفقیت و دستیابی به آرزوهای خود بردارید.
کورلی مینویسد هیچ کس بدون داشتن گروهی که اندیشه موفقیت در سر دارد، به کامیابی نمیرسد. بهترین راه برای تشکیل گروهی اینچنینی، کمک به انسانهایی است که در جستجوی موفقیت هستند.
او میگوید نیازی نیست که به همه کمک کنید، بلکه تنها به افرادی که به دنبال هدف هستند، مثبت اندیشند، موفقیت را میجویند و بلندپرواز هستند، کمک کنید.
بر طبق مطالعه کورلی، نزدیک به ۵۰ درصد از میلیونرهای خودساخته، حداقل ۳ ساعت زودتر از زمانی که کارِ آنها شروع میشود، از خواب برمیخیزند.
این کار روشی مناسب برای مدیریت برنامههای روزانه و جبرانِ کمبود وقت است، مثل جلسهای که زمان زیادی به طول انجامد، ترافیک بیش از حد یا رسیدگی به کودک بیمارتان.
این مشکلات ناخواسته باعث میشود که از لحاظ زمانی نگران شده و تحت فشار عصبی قرار بگیریم. این فشار میتواند وارد ناخودآگاه ما شده و در نهایت ما را به این باور برساند که کنترلی روی زندگی خود نداریم. از خواب برخاستن در ساعت پنج صبح، برای شروع به انجام سه وظیفهای که باید در آن روز انجام دهید، میتواند حس کنترل زندگی را دوباره به شما بازگرداند. این کار به نوعی به شما اعتماد به نفس میدهد و حس میکنید که هدایت زندگیتان در دستان شما است.

قدرت، راز موفقیت است. سیبولد مینویسد که هر سرمایهگذاری ممکن است در مواردی پولِ خود را از دست دهد. اما این مهم نیست چرا که انسانهای توانگر میدانند که در صورت بروز هر گونه اتفاقی، آنها باز هم بیشتر پول به دست میآورند.
ولی مردم طبقه متوسط در مورد پول بسیار محتاطانه عمل میکنند. گروهی بیدار میمانند تا نگران چیزهایی باشند که ممکن است از دست بدهند، و گروهی دیگر از تصور رویاهای امکانپذیر خود نمیتوانند بخوابند.
منبع businessinsider
در صورتی که پس از ارتقا سیستم عامل به آخرین نسخهی ویندوز 10 موسوم به بروزرسانی سالیانه، متوجه افت سرعت اینترنت خود شدید، با استفاده از راهکار ارائه شده در این مقاله، به راحتی میتوانید این مشکل را مرتفع کنید.
قابلیتی به نام میزانسازی خودکار ویندوز (Window Auto Tuning) را در ویندوز ویستا گنجانده بود. این ویژگی هماکنون بخشی جدانشدنی از نسخههای جدید سیستم عاملهای ویندوز شده است. این قابلیت به طور پیشفرض به منظور بهبود عملکرد نرمافزارهایی که دادههای TCP را از طریق شبکه دریافت میکنند، طراحی شده است. اگرچه باید با وجود این قابلیت انتقال دادهها کارآمدتر از حالت معمول باشد، اما احتمال تجربهی کاهش محسوس سرعت انتقال دادهها در شرایط خاص یا حتی مواجه شدن با مشکلات اتصال به شبکه، چندان دور از انتظار نیست.
اولین کاری که باید انجام دهید، بررسی وضعیت ویژگی میزانسازی خودکار ویندوز است. اگر این ویژگی غیرفعال باشد، احتمال کاهش سرعت اینترنت بسیار کم خواهد بود؛ اما در صورت فعال بودن آن، ممکن است کاربران با افت سرعت اینترنت مواجه شوند.

برای اجرای فرمان مربوط به این بررسی، نیازی به مجوز ادمین نیست. در این مورد فقط باید پارامترهای مربوط به ویژگی یاد شده را اصلاح کنید. برای این کار مراحل زیر را دنبال کنید.
۱- کلید ویندوز را از صفحه کلید فشرده و عبارت cmd.exe را تایپ کنید. همزمان با پایین نگاه داشتن کلیدهای Shift و Ctrl، دکمهی enter را بفشارید.
۲- پنجرهی مربوط به کنترل دسترسی کاربر (UAC) را تایید کنید.
۳- فرمان “netsh interface tcp show global” را در محیط خط فرمان اجرا کنید.
در بخش TCP Global Parameters، به دنبال گزینهی Receive Window Auto-Tuning Level بگردید. اگر گزینهی یاد شده در حالت غیرفعال (disabled) قرار نداشته باشد، این ویژگی برای بهبود اتصالهای مبتنیبر پروتکل کنترل انتقال (TCP) مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
برای اطمینان از تاثیر آن روی سرعت اینترنت خود، میتوانید از طریق وبسایت Speedtest سرعت اینترنت خود را هنگام فعال و غیرفعال بودن ویژگی یاد شده آزمایش کنید.
برای غیرفعال کردن ویژگی میزانسازی خودکار ویندوز، فرمان زیر را در محیط خط فرمان ویندوز ۱۰ اجرا کنید.
netsh int tcp set global autotuninglevel=disabled
در صورت تنظیم شدن صحیح ارزش غیرفعالسازی، کلمهی OK در زیر فرمان یاد شده به منظور تایید کار، نمایان خواهد شد. همچنین دوباره میتوانید با اجرای فرمان netsh interface tcp show global again، از صحت انجام کار اطمینان حاصل کنید.

پس از غیرفعال کردن ویژگی یاد شده، میتوانید سرعت دانلود خود را پایش کنید. اگر انجام این کار، تاثیری بر افزایش سرعت اینترنت نداشت، باید از طریق P2P client، نرمافزار Usenet، نرمافزار سرور یا FTP client برای رفع این مشکل اقدام کنید.
در صورت تمایل میتوانید با استفاده از فرمان زیر، ویژگی میزانسازی خودکار ویندوز را دوباره فعال کنید.
netsh int tcp set global autotuninglevel=normal
در صورت تنظیم شدن صحیح ارزش فعالسازی حالت عادی، باز هم کلمهی OK در زیر فرمان یاد شده به منظور تایید کار، نمایان خواهد شد. به علاوه، بهتر است با اجرای فرمان netsh interface tcp show global again، از صحت انجام کار اطمینان حاصل کنید.
منبع ghacks
اطلاعات کامل در مورد دوربین های مدار بسته
اطلاعات کامل در مورد تجهیزات دوربین مدار بسته
اطلاعات کامل در مورد دی وی آر DVR
نصب و فروش دوربین مدار بسته-نصب دزدگیر-نصب اعلام حریق- دفتر تهران-66735116-66732177
توپولوژی:
الگوی هندسی (چیدمان هندسی)استفاده شده جهت اتصال کامپیوترها ، توپولوژی
نامیده می شود.
توپولوژی انتخاب شده برای پیاده سازی شبکه ها، عاملی مهم در جهت کشف و برطرف نمودن خطاء در شبکه خواهد بود. انتخاب یک توپولوژی خاص نمی تواند بدون ارتباط با محیط انتقال و روش های استفاده از خط مطرح گردد. نوع توپولوژی انتخابی جهت اتصال کامپیوترها به یکدیگر ، مستقیما" بر نوع محیط انتقال و روش های استفاده از خط تاثیر می گذارد. با توجه به تاثیر مستقیم توپولوژی انتخابی در نوع کابل کشی و هزینه های مربوط به آن ، می بایست با دقت و تامل به انتخاب توپولوژی یک شبکه همت گماشت .
تقسیم بندی بر اساس توپولوژی
سه نوع توپولوژی رایج در شبکه های LAN استفاده می گردد :
در مدل فوق از یک کابل (Back bone ) به عنوان ستون فقرات اصلی در شبکه استفاده شده و تمام کامپیوترهای موجود در شبکه ( سرویس دهنده ، سرویس گیرنده ) به آن متصل می گردند.
به هر ابزار متصل به یک شبکه رایانهای گره (Node) گفته میشود که بهوسیله پیوندها (Link) به همدیگر متصل میگردند.

یک لاین شبکه وجود دارد که آن را خط اتوبوس در نظر بگیرید و هر کامپیوتری که در مسیر شبکه قرار دارد یک ایستگاه در این خط می باشد . به شکل زیر دقت کنید :
در شبکه توپولوژی باس، هر کامپیوتر برای ارسال بسته اطلاعاتی شروع به ارسال بسته به هر دو طرف می کند . در نتیجه بسته مورد نظر برای تمامی کامپیوتر ها ارسال می شود و با توجه به اطلاعاتی که بر روی بسته وجود دارد , کامپیوتری که مقصد مورد نظر می باشد , بسته را دریافت می کند و سایر کامپیوتر ها بسته را نادیده می گیرند . گفتیم که بسته به هر دو طرف ارسال می گردد . حال فرض کنیم که بسته به هر دو انتهای مسیر برسد .در اینجا با توجه به بسته بودن هر دو مسیر در طرفین , عمل Bouncing (بانس) رخ می دهد ،یعنی بسته اطلاعاتی به انتهای مسیر برخورد کرده و بر می گردد .
حال فرض کنید تمامی بسته ها به این نحو در شبکه جریان یابند . در این حالت بسته های اطلاعاتی با یکدیگر برخورد کرده و عمل تصادم رخ می دهد(collision) و عملا شبکه از کار می افتد . برای جلوگیری از ایجاد چنین حالتی در هر در انتهای مسیر شبکه , یک مقاومت به نام Terminator قرار می دهند که به محض رسید بسته اطلاعاتی به انتهای مسیر , نابود شود و عمل بانس رخ ندهد .
خصوصیت این شبکه ارزان بودن آن است و برای ایجاد آن نیاز به هیچ گونه دیوایس جانبی نیست ولی این شبکه ایرادهای بزرگی دارد . از جمله مهم ترین نقص های آن این است که در صورتی که در هر نقطه از مسیر شبکه , کابل قطع شود کل شبکه از کار می افتد و به اصطلاح Down می شود . همچنین از دیگر ایراد های بزرگ آن این است که فرض کنید شبکه ای از نوع باس با 100 کامپیوتر ایجاد نموده ایم و شبکه ایراد پیدا می کند و از کار می افتد . کار بسیار دشواری خواهد بود که شما بخواهید بفهمید که مشکل ایجاد شده در مسیر کدام یک از کامپیوترها قرار دارد . پس عیب یابی در این شبکه بسیار دشوار خواهد بود .
·
توپولوژی خطی از استانداردی به نام اترنت(Ethernet) استفاده می کند.
مزایای توپولوژی BUS
معایب توپولوژی BUS
· مشکل بودن عیب یابی . با اینکه سادگی موجود در تویولوژی BUS امکان بروز اشتباه را کاهش می دهند، ولی در صورت بروز خطاء کشف آن ساده نخواهد بود. در شبکه هائی که از توپولوژی فوق استفاده می نمایند ، کنترل شبکه در هر گره دارای مرکزیت نبوده و در صورت بروز خطاء می بایست نقاط زیادی به منظور تشخیص خطاء بازدید و بررسی گردند.
· ایزوله کردن خطاء مشکل است . در صورتی که یک کامپیوتر در توپولوژی فوق دچار مشکل گردد ، می بایست کامپیوتر را در محلی که به شبکه متصل است رفع عیب نمود. در موارد خاص می توان یک گره را از شبکه جدا کرد. در حالتیکه اشکال در محیط انتقال باشد ، تمام یک سگمنت می بایست از شبکه خارج گردد.
(سگمنت در لغت به معنای ناحیه هست هر چیزی که بتوان بر حسب یک اصول خاص ناحیه بندیش کنید ، به هر ناحیه اش میگن یک سگمنت)
· ماهیت تکرارکننده ها . در مواردیکه برای توسعه شبکه از تکرارکننده ها استفاده می گردد، ممکن است در ساختار شبکه تغییراتی نیز داده شود. موضوع فوق مستلزم بکارگیری کابل بیشتر و اضافه نمودن اتصالات مخصوص شبکه است .
· اشکال دیگر این توپولوژی در آن است که هر یک از کامپیوتر ها باید برای ارسال پیام منتظر فرصت باشد. به عبارت دیگر در این توپولوژی در هر لحظه فقط یک کامپیوتر می تواند پیام ارسال کند.یکی دیگر از اشکالهای این توپولوژی است که تعداد کامپیوتر های واقع در شبکه تاثیر معکوس و شدیدی بر کارایی شبکه می گذارد. در صورتی که تعداد کاربران زیاد باشد، سرعت شبکه به مقدار قابل توجهی کند می شود. علت این امر آن است که در هر لحظه یک کامپیوتر باید برای ارسال پیام مدت زمان زیادی به انتظار بنشیند. عامل مهم دیگری که باید در نظر گرفته شود آن است که در صورت آسیب دیدگی کابل شبکه، ارتباط در کل شبکه قطع شود.
اطلاعات کامل در مورد دوربین های مدار بسته
اطلاعات کامل در مورد تجهیزات دوربین مدار بسته
اطلاعات کامل در مورد دی وی آر DVR
نصب و فروش دوربین مدار بسته-نصب دزدگیر-نصب اعلام حریق- دفتر تهران-66735116-66732177